بررسی علل موفقیت اقتصادی در کشورهای شرق آسیا


در گزارش دفتر مطالعات اقتصادی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی «بررسی توسعه ادبیات دولت توسعه؛ بازاندیشی …

بررسی موفقیت اقتصادی اقتصادی شرق آسیابررسی موفقیت اقتصادی اقتصادی شرق آسیا

در گزارش دفتر پژوهش های اقتصادی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی با عنوان «بررسی توسعه ادبیات دولت توسعه؛ بازنگری در نقش و اهمیت دستگاه های حاکمیتی».

این گزارش دلایل موفقیت اقتصادی کشورهای آسیای شرقی را در چارچوب نظریه‌های دولت توسعه‌محور بیان می‌کند و بر نقش نهادهای حاکم در هماهنگی و ارتقای نهاد مسئول توسعه تمرکز می‌کند. اهداف توسعه از جمله اجرای سیاست صنعتی در این کشورها.

بر اساس بررسی اجمالی این گزارش می توان گفت که آژانس پیشرو عملکردی مشابه اتاق فکر راهبردی دارد. آژانس بر تحولات اقتصادی نظارت می کند، تصمیم می گیرد که کدام صنایع باید وجود داشته باشند و کدام صنایع دیگر برای بهبود ساختار و رقابت بین المللی صنعت کشور مورد نیاز نیستند، و اجماع خصوصی در مورد برنامه های خود ایجاد می کند. ابتکار عملکرد بخش خصوصی به طور مثبت مورد حمایت قرار می گیرد. آژانس پیشرو باید به اهداف عملیاتی مانند تنوع در صنایع، تنوع بازارها، کاهش وابستگی به واردات مواد خام و افزایش اشتغال در صنایع خاص نگاه کند و با تجزیه و تحلیل نحوه عملکرد سیاست‌های مختلف، در راستای این اهداف تلاش کند.

شایان ذکر است که با توجه به روند مستمر توسعه هفتمین دستور کار توسعه، این گزارش ممکن است رویکرد متفاوتی را برای سیاست توسعه پیشنهاد کند.

خلاصه این گزارش به شرح زیر است: پس از یک تحول تاریخی (اروپا غربی و آمریکای شمالی)، تنها چند کشور آسیای شرقی توانسته‌اند به این کشورها بپیوندند. مطالعات متعددی بر روی تجربیات این کشورها انجام شده است که به دنبال شناسایی مؤلفه های کلیدی توسعه سریع شرق آسیا بوده است. دو رویکرد جدی وجود دارد. اولین رویکرد به مسیر توسعه آسیای شرقی مبتنی بر دیدگاه‌های بازارمحور و استفاده از اجماع واشنگتن در دهه‌های اخیر است. می داند و رویکرد دوم به مسیر توسعه شرق آسیا از طریق مداخلات جدی تر دولت می پردازد. این رویکرد به عنوان دولت توسعه شناخته می شود.

به یک معنا، روایت‌های جنگی بین این دو رویکرد وجود دارد که آنچه را که واقعاً در شرق آسیا رخ داده است، توصیف می‌کند. نگاهی دقیق تر به مسیر توسعه در شرق آسیا نشان می دهد که تعدادی از اقدامات دولت در این کشورها با رویکردهای بازارمحور در تضاد بوده است.

رویکرد دوم دولت را جهت توسعه می داند که دائماً توسعه اقتصادی را سرلوحه کار خود می داند تا با ابزارهایی که ایجاد کرده و از طریق آژانسی پیشرو که یکی از نخبه ترین افراد در بوروکراسی دولتی است، بازار را مدیریت کند. ; از سوی دیگر، راه رایزنی و هماهنگی با بخش خصوصی از طریق نهادها و انجمن‌های مشورتی باز است و بوروکرات‌های دولتی می‌توانند از طریق بزرگ‌نمایی که در اختیار دارند، اهداف توسعه‌ای دولت را پیش ببرند. به نظر می رسد این رویکرد کلی در شرق آسیا وجود داشته است.

به عبارت دیگر بوروکراسی اقتصادی و تعامل بین دولت و بخش خصوصی دو مؤلفه اصلی ادبیات دولت توسعه است. در این میان، نقش محوری سازمان های پیشرو در ادبیات توسعه دولت برجسته شده است. آژانس پیشرو به عنوان اتاق فکر عمل می کند، مسیر توسعه اقتصادی را ترسیم می کند، تصمیم می گیرد که کدام صنایع باید وجود داشته باشد و کدام نباید وجود داشته باشد تا بتواند ساختار کشور را بهبود بخشد و رقابت بین المللی صنعت کشور را افزایش دهد. بخش خصوصی و به طور مثبت از ابتکار بخش خصوصی حمایت می کند.

آژانس اصلی باید به اهداف عملیاتی مانند ایجاد تنوع در صنایع، متنوع کردن بازارها، کاهش وابستگی به واردات مواد خام و افزایش اشتغال در صنایع خاص نگاه کند و با تجزیه و تحلیل نحوه عملکرد سیاست‌های مختلف، در جهت این اهداف تلاش کند. خود را یک سازمان استراتژیک در نظر بگیرید.

ادبیات دولتی متمرکز بر توسعه عموماً برای توصیف فعالیت های آژانس های پیشرو در کشورهای آسیای شرقی (ژاپن، کره جنوبی و تایوان) طراحی شده است. ادبیات دولت توسعه تاکید می کند که نهادهای حاکم در میان بسیاری از بوروکراسی های اقتصادی به نوعی شایستگی بوده اند. این درست برعکس این ایده است که همه بوروکراسی‌ها در شرق آسیا عملکرد و کیفیت یکسانی دارند، یا اینکه همه بوروکراسی‌ها برای شروع به توسعه نیاز به تغییر شکل دارند.

این گزارش اولین گزارش از سلسله گزارش‌هایی است که با هدف بررسی ادبیات و نمونه‌های کلاسیک آژانس‌های پیشرو و در نهایت ارائه توصیه‌های مشخص در مورد نهادی که در حال حاضر مسئول توسعه در ایران است، می‌باشد. گزارش اول با تأکید بیشتر بر ادبیات موضوع، و گزارش های بعدی در مورد نمونه های کلاسیک آژانس های پیشرو (به ویژه وزارت تجارت و صنعت بین المللی ژاپن، و همچنین وزارت اقتصاد ایران در دهه ۱۹۴۰) نوشته شده است.