خواندن آخر هفته: آلیس واترز در فرهنگ سریع در برابر غذای آهسته


توجه به گیرندگان ایمیل: من هنوز از نظر فنی با ارسال پست ها در یک برنامه منظم مشکل دارم. منظور من این بود که امروز بیرون بروم ، نه دیروز. بابت تکراری عذرخواهی می کنم.

______

آلیس واترز با باب کارائو و کریستینا مولر. ما همان چیزی هستیم که می خوریم: مانیفست غذای آهسته. پنگوئن پرس ، 2021.

این کتاب درباره آسیب های ناشی از فرهنگ فست فود است ، و اینکه چرا باید آن را با غذای آرام جایگزین کرد.

من به ویژه نحوه تنظیم این کتاب را دوست دارم.

بخش اول دارای فصل هایی در مورد ویژگی های فرهنگ فست فود است که ما را دچار مشکل می کند: راحتی ، یکنواختی ، همه جا ، بیشتر بهتر ، سرعت ، ارزان بودن.

فصل های بخش دوم توضیح می دهد که چرا ارزش فرهنگ غذای آرام برای ما و کره زمین بسیار بهتر است: زیبایی ، تنوع زیستی ، فصلی بودن ، سرپرستی ، سادگی ، ارتباط متقابل.

اگر به مسائل غذایی توجه کرده اید ، هیچ یک از این موارد جدید نخواهد بود. اما خوب گفته شده و از صمیم قلب.

این همچنین از تجربه آلیس واترز در مدیریت Chez Panisse برای – آیا این امکان پذیر است – پنجاه سال است. سالگرد آن امسال است و ارزش جشن گرفتن دارد.

از نظر من ، ای کاش این کتاب شامل منابع و فهرست بود ، مخصوصاً به این دلیل که چند مورد را می خواستم پیگیری کنم.

در غیر این صورت ، این لذت خوبی نوشته شده است و افراد تازه وارد این مسائل چشم نواز و متقاعد کننده خواهند بود.

نمونه ای از فصل راحتی:

صنعت فست فود مطمئناً می خواهد ما باور داشته باشیم که تمام کارهای پر زحمت پخت و پز سخت است – در واقع ، آشپزی دقیقاً همین است ، کار –بنابراین آنها می توانند محصولات صرفه جویی در کار خود را به ما بفروشند. و آنها در متقاعد کردن ما بسیار موفق بوده اند. ما وقتی انتخاب می کنیم که چه چیزی را بپزیم بی صبر تر می شویم – ما می خواهیم آن را تا آنجا که ممکن است ساده باشد ، اگر می خواهیم چیزی بپزیم. برای رهایی از “کار” آشپزی ، شرکت های کارآفرین در طول شصت سال گذشته ابزارهای بی شماری و بسته بندی مواد غذایی را برای ساده سازی روند پخت و پز در خانه تولید کرده اند. زمانی که من در دهه 1950 در نیوجرسی بزرگ می شدم ، لوازم جانبی زیادی برای صرفه جویی در کار نداشتیم ، به جز مخلوط کن برقی که برای تهیه میلک شیک موز استفاده می کردیم. اما قطعاً غذاهای راحتی در خانه ما وجود داشت: Jell-O ، Junket ، چوب ماهی یخ زده. و مادرم کاملاً از آنها برای راحتی استفاده می کرد. او شش نفر برای آشپزی داشت و از شستن خشک کردن ، اتو کردن ، نظافت خانه بسیار غرق شده بود. نکته مهم این است که او در جوانی هرگز آشپزی را یاد نگرفته بود. (ص 19-20)

از فصل سادگی:

من همیشه از عبارت “کمتر بیشتر است” استفاده می کنم. من بیشتر از آنکه بتوانم غذا بخورم دوست ندارم ، و وقتی در Chez Panisse هستم ، اغلب غذاهای نصف اندازه می خواهم زیرا نمی خواهم غذا را هدر دهم. در حیاط مدرسه خوراکی ، ما غذاها را به سبک خانوادگی سرو می کنیم ، اما هدف ما این است که به دانش آموزان یک درس در اندازه اندازه و توجه به دیگران آموزش دهیم. این یک کاسه باید برای تغذیه کل میز کافی باشد. وقتی دانش آموزان از کاسه خود را سرو می کنند ، این نیز درس حفاظت است. آنها یاد می گیرند که منابع نامحدود نیستند و به آنها کمک می کند تا آنچه را که در بشقاب آنها وجود دارد درک کنند. مطمئنم آنها آن درس را با خود به خانه می برند. (ص 168)

  • اشتراک گذاری
  • توییت
  • پست الکترونیک
  • اشتراک گذاری



دیدگاهتان را بنویسید