خواندن آخر هفته: خاطرات غذایی پیتر هافمن (“فودوآر”)


پیتر هافمن. چه خوب: خاطره ای در چهارده ماده. چاپ آبرامز ، 2021.

پیتر هافمن ، سرآشپز رستوران ساووی بسیار دوست داشتنی و دلهره آور در SoHo منهتن ، گزارشی از ظهور و سقوط آن همراه با بررسی دقیق آنچه که در آن وجود دارد ، غذاها ، مواد تشکیل دهنده و احساساتش نوشته است.

همانطور که خواندم ، این دو کتاب جداگانه است که به هم پیوسته اند. یکی نسخه او از نحوه علاقه او به غذا ، یادگیری آن ، آموزش آشپزی و شروع ، دویدن و سرانجام ساویو است. این یک روایت قانع کننده است ، با وجود پایان غم انگیز آن. افشای کامل: من عاشق Savoy بودم. غذا همیشه جالب بود ، محیط دوست داشتنی ، و خدمات گرم و مهمان نواز.

کتاب دوم یک بحث تقریباً آکادمیک در مورد اجزای خاص و نحوه استفاده پیتر از آنها در آشپزی است. اینها جذاب هستند و من در مورد هر یک از فصلهای اصلی مطالبی آموختم. این دستورالعمل ها با دستورالعمل استفاده از آن ماده دنبال می شود.

ساختار کلی کتاب آنها را به ترتیب پیوند می دهد: فصل خاطرات ، فصل مواد تشکیل دهنده ، دستور العمل. تکرار.

در بحبوحه نوشتن خاطرات خودم ، من بیشتر از خاطرات و روایتی سریع تر می خواستم ، اما از فصل های اصلی آن نیز بسیار لذت بردم. اینها چیزهایی مانند شربت افرا ، خلال سیر ، رزماری و یخ را می پوشانند. من به ویژه قسمت خال های سیر را دوست داشتم زیرا تکه بزرگی از سیر وحشی در نزدیکی خانه من در ایالتا در حال رشد است. حالا من می دانم که با ظاهر شدن اسکاپ ها چه کنم.

پیتر خوب می نویسد. در اینجا چند گزیده است.

از فصل خاطرات: بیداری بهاری من:

با استفاده از Bocuse به عنوان چراغ راهنمایی برای حرکت ، من طرحی برای فرار از تنگ بودن ظالمانه دبیرستان طراحی کردم. من آب آشپزی را با یک سال استراحت – که اکنون به آن سال فاصله می گویند – آزمایش می کنم و مشغول آشپزی می شوم. پدر و مادرم از من حمایت می کردند ، برخی از دوستانشان ناراحت شدند. من به یاد دارم که اشک خشم بهترین دوست پدرم را جبران می کنم ؛ اصرار من این بود که من هرگز به دانشگاه نخواهم رفت اگر آنها اجازه دهند من یک سال دور از مدرسه بروم ، یک شیب لغزنده به جهنم برود ، و این بدان معناست که تساهل والدینم یک اشتباه بزرگ بود. من به برنامه خود ادامه دادم ، در مورد نیازهای اصلی دو برابر شدم ، ادبیات انگلیسی را در مدرسه تابستانی گذراندم و یک سال زودتر فارغ التحصیل شدم. من به ورمونت نقل مکان کردم ، در کار بازسازی یک هتل کار کردم و در اولین کار آشپزخانه ام در آشپزخانه هتل به عنوان ماشین ظرفشویی و آماده کننده ، در مکانی به نام Topnotch ، جایی که غذا چیزی جز آن نبود ، به کار گرفتم. (ص 49)

از فصل مواد تشکیل دهنده ، سیر:

سیر کیت متفاوت بود. روی تخته برش بلافاصله متوجه شدم که کاغذ برگ کمتری وجود دارد. میخک ها عموماً همه یک اندازه بودند ، یک ردیف در اطراف ساقه سخت داخلی ، گردن سخت ، در گردش بود. و به راحتی می توان آن را جدا کرد ، شاید حتی لذت بخش ، مخصوصاً پس از موارد بیشماری که انگشتانم را با روغن سیر و مقدار زیادی کنفتی کاغذ میخک نازک مخلوط کرده ام. گوشت بو داده ، خامه ای و شیرین بود. روی مقداری نان برشته برای بروسکتا به صورت خام مالیده شود ، بسیار تند بود ، نه اصلا تند. و با یک جعفری خرد شده و روغن زیتون ، تثلیث مقدس آشپزی ایتالیا ، به قارچ بریزید و تعادل کامل طعم های خاکی ، گیاهی و میوه ای را به دست آورد. این غذا فقط چاشنی خوبی ندارد ، این غذا آواز خواند. (ص 137)

از خواندن این کتاب لذت بردم ، اما گرسنه ام کرد.

  • اشتراک گذاری
  • توییت
  • پست الکترونیک
  • اشتراک گذاری



دیدگاهتان را بنویسید