هر چقدر دوست دارید گوشت بخورید؟ واقعا؟


بیانیه مطبوعاتی از سالنامه طب داخلی هفته گذشته تحت تحریم قرار گرفت و توسط چندین خبرنگار برای من ارسال شد: “دستورالعمل های جدید: نیازی به کاهش مصرف گوشت قرمز یا فرآوری شده برای سلامتی نیست.”

اطلاعیه مطبوعاتی با 5 مقاله مروری ، ششم با این توصیه و سرمقاله همراه بود. این مطالب در وب سایت ناشر آنها ، کالج پزشکان آمریکا ارسال شده است ، که به معنی تأیید این سازمان از این دستورالعمل است.

در مجموع ، این مقالات توصیه های رژیم غذایی برای خوردن کمتر گوشت فرآوری شده و گوشت قرمز را به دلیل علم ناکافی به چالش می کشند.

این مقالات استدلال می کنند:

  • حذف گوشت فرآوری شده و قرمز از رژیم غذایی ممکن است خطرات بیماری را کاهش می دهد اما اثرات آن اندک است و شواهدی برای آنها کیفیت پایین و قطعیت پایینی دارد.
  • همه چیز خواران تمایلی به خوردن گوشت کمتر ندارند.
  • اگر همچنان تصور می کنید خوردن گوشت در مقابل این شواهد برای شما مضر است ، شما قربانی سندرم “هر چه کمتر بدانید ، بیشتر به اعتقادات خود پایبند باشید” هستید.
  • شما می توانید دستورالعمل های رژیم غذایی (صرف نظر از منبع) و ادامه خوردن گوشت را مانند همیشه نادیده بگیرید.

این یک مثال خوب از چیزی است که من آن را نیهیلیسم تغذیه ای می نامم ، رویکردی که اصرار دارد که چون مطالعات مشاهده ای بر اساس اطلاعات خود گزارش شده و لزوماً ناقص هستند ، نتیجه گیری آنها غیرعلمی است و باید از آنها صرف نظر کرد. بنابراین ، از آنجا که نمی توانیم مطالعات دقیق تری انجام دهیم ، نباید به مردم در مورد رژیم های غذایی مناسب برای سلامتی یا محیط زیست توصیه کنیم.

من چندین نگرانی در مورد همه اینها دارم:

  • بله ، اثرات آن اندک است ، اما این به طور کلی در مورد مطالعات تغذیه صادق است. اثرات کوچک مزایای مصرف کمتر گوشت را نشان می دهد. نویسندگان به راحتی می توانند کار خود را اینگونه تفسیر کنند که مصرف گوشت کمتر مفید است. این نمونه ای از سوگیری تفسیر است.
  • نویسندگان یک رویکرد کاملاً مبتنی بر علم برای مشکلی که به شدت تحت تأثیر عوامل و ارزشهای اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی است ، در پیش گرفتند.
  • این مطالعات به مطالعات قبلی پرداخته اند که افرادی را که گوشت می خورند با افرادی که کمتر می خورند مقایسه کرده است. نویسندگان مطالعات گیاهخواران را در مقایسه با گوشتخواران حذف کردند.
  • آنها به گوشت خارج از چارچوب کالری آن نگاه می کنند.
  • نویسندگان به کلیت شواهد توجه نکردند. آنها مطالعات آزمایشگاهی و حیوانی را که می توان با دقت بیشتری کنترل کرد حذف کردند.
  • آنها مطالعات مربوط به تأثیرات زیست محیطی را که تأثیر قابل توجهی بر شیوه های غذایی انسان دارد ، حذف کردند (تولید گوشت گازهای گلخانه ای بیشتری نسبت به تولید سبزیجات اضافه می کند).
  • نتیجه گیری ها در دسته “هر چیزی که فکر می کردید در مورد تغذیه می دانید اشتباه است” قرار می گیرند. این به ندرت اتفاق می افتد. علم معمولاً به صورت افزایشی عمل می کند ، نه در یک وارونه عظیم مانند این.

آیا نویسندگان واقعاً چنین اعتقادی دارند همه آن کمیته ها و کمیسیون های دیگر که از گوشت کمتر درخواست می کردند اشتباه بوده و همچنان اشتباه می کنند؟ رویکرد آنها کاملاً مبتنی بر علم غیر واقعی به نظر می رسد.

این مقاله ها به عنوان یک حمله هماهنگ به دستورالعمل های رژیم غذایی (ملی و بین المللی) ، به طور کلی بر علوم تغذیه و به طور خاص به اپیدمیولوژی تغذیه ، به نظر می رسد.

صنعت گوشت و حامیانش آنها را دوست خواهند داشت.

اخیراً حملات به کیفیت تحقیقات تغذیه از منابع زیادی صورت گرفته است: البته صنایع غذایی ، اما همچنین آمارشناسان (جان یوانیدیس در استنفورد در این زمینه فعالیت می کند) و برخی از دانشمندان (معمولاً با شرکت های مواد غذایی ارتباط دارند). انتقادها خود تازگی ندارند.

چیزی که جدید است ، شدت و میزان تلاش برای بی اعتبار کردن مطالعات مشاهده ای است ، به ویژه آنهایی که براساس گزارشات خود از رژیم غذایی است. بله ، اپیدمیولوژی تغذیه دارای اشکالاتی است ، اما این روشها در بسیاری از موارد مفید بوده است ، همانطور که توسط دو نفر از پزشکان برجسته آن به طور قانع کننده ای استدلال شده است.

از نظر تحقیقات تغذیه ای ، من فکر می کنم ارزیابی کل اطلاعات موجود: آزمایشگاهی ، حیوانی ، اپیدمیولوژی انسانی و مطالعات بالینی ضروری است – و این را در زمینه آنچه مردم واقعاً می خورند و تعداد کالری مصرفی آنها ، به عنوان مثال ضروری است. و همچنین اضافه کردن مقدار زیادی عقل سلیم.

عقل سلیم چیزی است که در این مطالعات از دست رفته است. آیا نویسندگان واقعا معتقدند که:

  • گوشتخواران سالم تر از گیاه خواران هستند؟
  • خوردن گوشت بیشتر برای سلامتی بهتر است؟
  • گوشتخواران کمتر چاق هستند و بیماری قلبی و سرطان کمتری نسبت به کسانی که کمتر غذا می خورند دارند؟

اگر نه ، نتیجه گیری ها منطقی نیستند.

اکثر نویسندگان هیچ ارتباط مالی با صنایع غذایی ندارند. من خیلی دوست دارم داستان قبلی را بدانم که چرا آنها این مطالعات را انتخاب کردند و آنها را این گونه تفسیر کردند.

واکنش ها (به محض ورود به این لیست اضافه خواهم کرد)

  • دانشکده تغذیه بهداشت عمومی دانشکده هاروارد بیانیه ای صادر کرد
  • ابتکار سلامت واقعی (THI) با انتشار بیانیه ای نگرانی خود را بیان کرد (پیوند در اینجا قرار دارد)
  • اعضای شورای THI نامه ای به سردبیر مجله مبنی بر اعتراض ارسال کردند (پیوند)
  • THI نقل قول های اعضای شورای خود و دیگران (از جمله من) را جمع آوری کرد
  • THI همچنین گرافیک تولید کرده است. در اینجا یک نمونه است.

  • دیوید کاتز وزنه می زند
  • نیویورک تایمز: 5 نکته که باید بدانید
  • پوشش نیویورک تایمز: “دانشمندان گفتند گوشت کمتری بخورید. حالا برخی معتقدند این توصیه بدی بود. “
  • از دین اورنیش
  • گزارشات مصرف کننده (من نقل قول شده ام)
  • از صندوق جهانی تحقیقات سرطان
  • توضیح واضح ووکس
  • تجزیه و تحلیل عالی NPR’s The Salt
  • پیگیری آرون کارول در سرمقاله وی
  • اشتراک گذاری
  • توییت
  • پست الکترونیک
  • اشتراک گذاری



دیدگاهتان را بنویسید